ناصر توشیوه سخنت را عوض نکن-طنز
داشتم ارسن نیوز رو می خوندم یک عنوان دیدم بااین مضمون"باید برادران زنم راعوض کنم"البته این شعر زیبای جناب فیض رو بارها شنیده بودم ولی این بار دلم خواست پاسخی با همین حال وهوا به ایشون بدم حتما من رو می بخشند آخه ناصر فیض هستن دیگه....واینک شعر جناب آقای ناصر فیض...وبعدهم پاسخ من
باید برادران زنم را عوض کنم...
باید که شیوهی سخنم را عوض کنم
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خواندهام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانهی یک دوست سر زدم
اینبار شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
وقت است قیچی چمنم را عوض کنم
باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش
جای دو شاخِ کرگدنم را عوض کنم
وقتی چراغ مه شکنم را شکستهاند
باید چراغ مهشکنم را عوض کنم
عمری به راهِ نوبت ماشین نشستهام
امروز میروم لگنم را عوض کنم
با من برادرانِ زنم خو ب نیستند
باید برادرانِ زنم را عوض کنم!
دارد قطار عمر کجا میبرد مرا؟
یارب! عنایتی! تِرَنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
مجبور میشوم کفنم را عوض کنم
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم
گفتی که جامه کهنم عوض کنم
«دستی به جام باده و دستی به زلف یار»
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟
( شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود
باید تمام آنچه منم را عوض کنم
دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست
وقتی که شیوه کهنم را عوض کنم
مرگا به من که با پر طاووس عالمی
یک موی گربه وطنم را عوض کنم)
پاسخ به جناب ناصرفیض...
ناصر تو شیوه ی سخنت را عوض نکن
سنجیده گفته ای دهنت را عوض نکن
در رادیو بخوان همه اشعار خویش را
روزی سه بار انجمنت را عوض نکن
برگرد از همان ره هرروزبا شتاب
هرگز مسیر آمدنت را عوض نکن
درراه اگر به خانه ی یک دوست سرزدی
امروز شکل درزدنت را عوض نکن
وقتی چمن رسیده به آنجای شعر تو
آن تیغ قیچی چمنت را عوض نکن
وقتی شکسته شاخ کرگدنت بچگی نکن
اکنون دوشاخ کرگدنت را عوض نکن
جداًببین چراغ مه شکنت را شکسته اند؟
بی خود چراغ مه شکنت را عوض نکن
گرچه به راه نوبت ماشین نشسته ای
قدری درنگ کن لگنت را عوض نکن
شاید که دیو مست برادر زنت شود
اکنون برادران زنت را عوض نکن
دارد قطار عمر ترا می برد بهشت
این بهتر است !نه، ترنت را عوض نکن
از چه زهول مرگ زمانی هزار بار
رنجورمی شوی کفنت را عوض نکن؟
پیراهنی به غیر غزل می توان خرید
اما تو جامه ی کهنت را عوض نکن
« دستی به جام باده ودستی به جام یار»
"خوشدل" بمان وپیر هنت را عوض نکن
(شعری به میل وذوق تو آخر عوض نشد
بنشین ومیل آنچه منم را عوض نکن
وقتی زمانه شاهد ابیات زیر نیست
احساس وشیوه کهنت را عوض نکن
جاوید باش و با پر طاوس عالمی
یک موی گربه ی وطنت را عوض نکن)
بسم الله الرحمن الرحیم